العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
69
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و مجوس و صائبه زيانى به صحت اخبار معجزههاى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم چون شق القمر ، ناله ستون ، تسبيح سنگريزه در كف آن حضرت و شكايت شتر و گفتار ذراع و آمدن درخت و برآمدن آب از ميان انگشتانش در حوض وضوء و سير كردن جمع بسيار با خوراك اندك ندارد با اينكه راويان اين معجزهها راستگويند و حجت بدانها تمام است . و سخن را كشانده تا گفته - پيوسته ناصبيان نادان و معاند را يابم كه از خبر برخورد امير المؤمنين عليه السّلام و دفع شر آنها از پيغمبر و يارانش اظهار تعجّب كنند و بدان بخندند و روايت را از خرافات بيهوده شمارند ، و در اخبار معجزههاى ديگرش همچنين كنند و گويند اينها از جعل شيعه است كه براى كسب روزى يا تعصب به دو افتراء بستند . و اين خود گفته زنادقه و همه دشمنان اسلام است در آنچه قرآن بدان گويا است از خبر جن و اسلام آنان و گفتارشان كه إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً تا آخر و در آنچه از خبر ابن مسعود ثابت است از داستان شب پريان و ديدار وى از آنان مانند هندوان و جز آن از معجزههاى رسول كه از همه اظهار تعجب كنند و چون خبرش شنوند بدان بخندند و هم باحتجاج بر صحت آن استهزاء كنند و بىاندازه اسلام و مسلمانان را دشنام دهند و آنها را بعجز و نادانى و جعل اباطيل نسبت دهند تا آخر آنچه - قده - افاده كرده . 45 - در كتاب دلائل طبرى : بسندش از امام پنجم عليه السّلام كه ابو محمّد على بن الحسين عليه السّلام با جمعى دوستانش و مردم ديگر به مكه ميرفت و چون به عسفان رسيد مواليش چادرش را در جايى از آن بر پا كردند . و چون امام بدان جا رسيد فرمود : چگونه در اينجا چادر زديد ، اينجا جاى قومى از پريانست كه دوستان و شيعه ما هستند ، و اين كار بدانها زيان دارد و جاى آنها را تنگ مىكند ، گفتند ، آن را ندانستيم و خواستند چادر را بكنند ، و آوازى شنيدند و كسى را نديدند ، ميگفت : يا ابن رسول اللَّه ، چادرت را از اينجا بديگر